آرشیو شهر حکایت

حکایت های کوتاه شیخ بهایی

حکایت های کوتاه شیخ بهایی

دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ , 14 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت های کوتاه شیخ بهایی مجموعه: شهر حکایت حکایت های کوتاه شیخ بهایی   کشکول شیخ بهایی کتابی جُنگ‌ مانند از شیخ بهایی شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه او است. برخی از این شعرها و نثرها از خود وی ...

شما هم یک جورهایی جوجه مرغابی هستید؟

شما هم یک جورهایی جوجه مرغابی هستید؟

پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷ , 24 بازدید , بدون دیدگاه

شما هم یک جورهایی جوجه مرغابی هستید؟ مجموعه: شهر حکایت حکایت آموزنده از مولانا   دست تقدیر روزی ، تخمی غریبه را هل داد کنار تخم های مرغی خانگی . جوجه ها که از سر تخم بیرون آوردند مرغ از ...

حکایت بهشت و جهنم

حکایت بهشت و جهنم

دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ , 44 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت بهشت و جهنم مجموعه: شهر حکایت حکایت بهشت و جهنم   یکى از جملة صالحان، بخواب دید پادشاهى را در بهشت است و پارسایى در دوزخ ، پرسید موجب این درجات چیست و سبب درکات آن که مردم بخلاف ...

حکایت «مردم آزار»

حکایت «مردم آزار»

دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ , 39 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت «مردم آزار» مجموعه: شهر حکایت حکایت «مردم آزار»   مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود.   سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم ...

دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ , 30 بازدید , بدون دیدگاه

دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد مجموعه: شهر حکایت داستانهای آموزنده   او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حین ...

حکایت «دزدی درویش»

حکایت «دزدی درویش»

دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ , 50 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت «دزدی درویش» مجموعه: شهر حکایت حکایت «دزدی درویش»   درویشی را ضرورتی پیش آمد، گلیمى از خانة یاری بدزدید. حاکم فرمود تا دستش بدر کنند. صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم. گفتا : به شفاعت ...

حکایت کوتاه «شکر خدا»

حکایت کوتاه «شکر خدا»

چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ , 57 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت کوتاه «شکر خدا» مجموعه: شهر حکایت حکایت کوتاه «شکر خدا»   پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد.   مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عز وجل علی ...

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ , 46 بازدید , بدون دیدگاه

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید مجموعه: شهر حکایت حکایت های آموزنده   پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد. شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ ...

حکایت زیبای «غیبت»

حکایت زیبای «غیبت»

یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ , 60 بازدید , بدون دیدگاه

حکایت زیبای «غیبت» مجموعه: شهر حکایت حکایت از باب دوم گلستان سعدی   یاد دارم که ایام طفولیت، بسیار عبادت می‌کردم و شب را با عبادت به سر مى‌آوردم. در زهد و پرهیز جدیت داشتم. یک شب در محضر پدرم ...

دو حکایت از باب دوم گلستان سعدی

دو حکایت از باب دوم گلستان سعدی

چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ , 51 بازدید , بدون دیدگاه

دو حکایت از باب دوم گلستان سعدی مجموعه: شهر حکایت  حکایت از باب دوم گلستان سعدی   حکایت اول یکی از بزرگان گفت: پارسایی را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن ها ...